:: ۞ شعر های کوتاه و زیبا ۞::

بهروز ياسمي

نه از روم , نه از اقوام چینم

دهاتی زاده چادر نشینم .

ترکهای عمیق زخم داس است

شیارهای دست خوشه چسنم

کمی خوبم ,کمی خندان ,کمی بد.

نه هابیلم,نه قابیلم همینم.

وبا اینکه در این شهر غریبم .

میان مردمان تنها ترینم .

اگر دستی مرا یاری رساند .

چه دنیای خوشی می آفرینم. 

بهروز ياسمي

ادامه نوشته
علی قهرمانی | دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ 2:17

علی قهرمانی

روزگاریست یارم نیست

جهنمی شدم کسی کنارم نیست

نهال بودم درحسرت درخت!

درخت می شوم شوق برگ بارم نیست

به این نتیجه رسیدم که سجده نکردنم

بجز مبارزه با آفریدگارم نیست......                  علی قهرمانی

علی قهرمانی | شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ 22:3
آرشیو موضوعی
بیوگرافی
بهترین وبلاگ اردیبهشت ماه
92 در مسابقه وبلاگ برتر ماه

کوچه ای را بود نامش معرفت ...
مردمانش با مرام از هر جهت ...
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد ...
مردمش را با جهان بیگانه کرد ...
هرچه در آن کوی بود از معرفت ...
شست و با خود برد سیل بی صفت ...
از تمام کوچه تنها یک نفر ...
خانه اش ماند و خودش جست از خطر ...
رسم و راه نیک هرجا بود و هست ...
از نهاد مردم آن کوچه است ...
چونکه در اندیشه ام اینگونه ای ...
حتم دارم از بچه های آن کوچه ای ...